نه :: میم حا کاف | محمدحسین کتابی تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان


۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نه» ثبت شده است
نقد کتاب "نه"

کتاب "نه" آخرین تألیف حجت الاسلام محمدرضا حداد پور جهرمی است که من به تازگی موفق به خرید و خواندن این کتاب شدم.

کتاب داستان دخترانی را روایت می کند که در دام آزمایشگاه های بزرگ اسرائیل در جزیره ایست که در آنجا از هر قومیت و نژادی می توانید کسی را پیدا کنید ؛ اسرائیلی ها با این هدف که بوسیله ژنوم های انسانی قوی و قدرت مند صهیونیسم ها را مجهز کنند روی این قومیت ها و نژاد های اصیل و بعضا شیعه کار می کردند.

در زندان ها طبق گفته نویسنده برنامه های روتین به نحوی اجرا می شده که شخصیت اصلی داستان یعنی "سمن" هیچ چیزی نمی دانسته ، سمن از داخل یک قبر داستان را روایت می کند و بعد از 7 روز به زندان میرود و در آنجا با چند نفر دیگر که افغانی بود آشنا می شود ؛ دو مرد و سه دختر دیگر درون یک سلول بودند که اسم یکی از این دختر ها که خواهر بزرگتر حیفا (درکتاب حیفا) بود به نام مستعار "ماهدخت" آشنا می شود که او بقدری عمل پلاستیک انجام داده بود که چهره اش را شبیه افغانی ها کرده بود.

ماهدخت بوسیله سمن زبان دری پشتو را می آموزد و خیلی مرموزانه بهمراه سمن از زندان آزاده می شود!

البته در اینجا باید به بالایایی که اسرائیلی ها بر سر این دختران بی پناه می آوردند اشاره ای کرد که دوستان وقتی کتاب را خریداری کنند میتوانند این ها را دنبال کنند.

البته وقتی آزاد می شوند ابتدا به انگلیس ! می روند و در آنجا چند ماهی چاق و چله می شوند ، سپس به اسرائیل می روند و در آنجا به تحصیل علوم انسانی بویژه درباره زنان می کنند و در آنجا سمن نیز که ذهنی اطلاعاتی و جستجوگر دارد به دنبال ماوقع در زندان می رود و بقدری در کتابخانه ملی اسرائیل تحقیق می کند که در زمینه ژنتیکی استاد می شود!

آنها به ترکیه و سپس به افغانستان سفر می کنند و در جریان سفرشان به افغانستان "محمد" (احتمالا نویسنده داستان) وارد ماجرا شده بود ، البته از زمانی که پیتزا را در اسرائیل سفارش داده بودند محمد با سمن ارتباط می گیرد و این گونه داستان اطلاعاتی در فصل سوم کتاب آغاز شد.

کتاب در خشونت محمد علیه جاسوس اسرائیلی به نظرم زیاده روی کرده بود ، آنجایی که با یک کارد پای ماهدخت را نیمه قطع می کند به نظرم اغراق هست و اینکه دختر رو مثله می کنه و توی گونی می بره خیلی حد خشونت بالایی رو نشون داده ، از اونجایی که میتونست مثلا با کلت کمری راننده ماهدخت (که اون هم محافظ و جاسوس اسرائیلی بوده) با یه گلوله بزنه مثلا توی دست ماهدخت و سریع بازدداشتش کنه و زنده ببرتش

همچنین در شیوه بیان مصائبی که توی زندان داشتند و حتی اینکه 2 تا ایرانی کی بودند هیچ ، هیچ اشاره ای نکرده و محمد هم هیچ حساسیتی نسبت به این موضوع نشون نداده .

کتاب در کل امتیازم از 10 بهش 9/6 هست

بخونیدش


محمدحسین کتابی ۹۷-۱۰-۰۹ ۱ ۰ ۱۳۷

محمدحسین کتابی ۹۷-۱۰-۰۹ ۱ ۰ ۱۳۷