خواب عجیب و درخواست تعبیر :: میم حا کاف | محمدحسین کتابی تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان


خواب عجیب و درخواست تعبیر

چند وقت پیش خواب دیدم بعنوان یه نیروی اطلاعاتی رفته بودم توی یه پاساژ

صدای درگیری هایی بیرون پاساژ می اومد و من هم به سرعت بیرون رو نگاه انداختم ، کلت کمری ام رو آماده کردم و از مردم خواستم بیرون نرن و در بالاترین طبقه و دور از پنجره ها باشن.

توی خیابون یه عده منافق با لباس بسیجی داشتن به مردم تیر اندازی میکردند و مردم نه اغتشاش گر بودند و نه چیز دیگه فقط یه عده مردم ساده بودند توی خیابون!

من آماده بودم تا اگر کسی اومد جلوشو بگیرم ، بعد چند ثانیه به فکرم زد برم توی خیابون یکیشون رو بزنم و سریع اسلحه ای رو بگیرم بیارم تا با سلاح لوله بلند مقاومت کنم.

رفتم و یه نفر رو زدم و اسلحه اش رو برداشتم و سریع برگشتم ، آماده بودم و نشانه روی کرده بودم و سلاح هم مسلح بود.

اولین نفری که اومد یه رفیق خیلی صمیمی ام که البته دیگه باهم خیلی وقته قهر هستیم اومد و من یه تیر زیر پاش زدم ، اون هم به سرعت به سمت من نشونه روی کرد ، من دیدم که از سلاحم هیچ پوکه ای پرت نشد بیرون ، سلاح رو گلنگدن رو یه بار دیگه کشیدم ولی گلوله توی فشنگ کش گیر کرده بود!

هر کاری کردم مسلح نمی شد تا اینکه به سرعت باز کردم و گلوله رو از فشنگ کش کشیدم بیرون و دوباره مسلح کردم و همین که اومدم تیر بزنم طرف تسلیم شد و دقیقا با لحن "دادا تسلیمم" اسلحه اش رو گذاشت رو زمین و دستاش رو برد پشت سرش

منم سریع اون رو به سمت داخل هدایت کردم و اسلحه اش رو برداشتم.


این خواب واقعی و نزدیک اذان صبح دیدم یه وقت نگید فیلمی چیزی بوده...

لطفا دوستان نظرشون رو بگن


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی