تایتل قالب

پشتیبانی

طراحی سایت سئو قالب بیان


۷۸ مطلب توسط «محمدحسین کتابی» ثبت شده است

داستان تقابل با شیطان برای سومین بار در مرحله باز نویسی قرار گرفت ؛ انّ شاءلله این بار تموم خواهد شد و مراحل جلو تر ...


یاعلی


نقد کتاب "نه"

کتاب "نه" آخرین تألیف حجت الاسلام محمدرضا حداد پور جهرمی است که من به تازگی موفق به خرید و خواندن این کتاب شدم.

کتاب داستان دخترانی را روایت می کند که در دام آزمایشگاه های بزرگ اسرائیل در جزیره ایست که در آنجا از هر قومیت و نژادی می توانید کسی را پیدا کنید ؛ اسرائیلی ها با این هدف که بوسیله ژنوم های انسانی قوی و قدرت مند صهیونیسم ها را مجهز کنند روی این قومیت ها و نژاد های اصیل و بعضا شیعه کار می کردند.

در زندان ها طبق گفته نویسنده برنامه های روتین به نحوی اجرا می شده که شخصیت اصلی داستان یعنی "سمن" هیچ چیزی نمی دانسته ، سمن از داخل یک قبر داستان را روایت می کند و بعد از 7 روز به زندان میرود و در آنجا با چند نفر دیگر که افغانی بود آشنا می شود ؛ دو مرد و سه دختر دیگر درون یک سلول بودند که اسم یکی از این دختر ها که خواهر بزرگتر حیفا (درکتاب حیفا) بود به نام مستعار "ماهدخت" آشنا می شود که او بقدری عمل پلاستیک انجام داده بود که چهره اش را شبیه افغانی ها کرده بود.

ماهدخت بوسیله سمن زبان دری پشتو را می آموزد و خیلی مرموزانه بهمراه سمن از زندان آزاده می شود!

البته در اینجا باید به بالایایی که اسرائیلی ها بر سر این دختران بی پناه می آوردند اشاره ای کرد که دوستان وقتی کتاب را خریداری کنند میتوانند این ها را دنبال کنند.

البته وقتی آزاد می شوند ابتدا به انگلیس ! می روند و در آنجا چند ماهی چاق و چله می شوند ، سپس به اسرائیل می روند و در آنجا به تحصیل علوم انسانی بویژه درباره زنان می کنند و در آنجا سمن نیز که ذهنی اطلاعاتی و جستجوگر دارد به دنبال ماوقع در زندان می رود و بقدری در کتابخانه ملی اسرائیل تحقیق می کند که در زمینه ژنتیکی استاد می شود!

آنها به ترکیه و سپس به افغانستان سفر می کنند و در جریان سفرشان به افغانستان "محمد" (احتمالا نویسنده داستان) وارد ماجرا شده بود ، البته از زمانی که پیتزا را در اسرائیل سفارش داده بودند محمد با سمن ارتباط می گیرد و این گونه داستان اطلاعاتی در فصل سوم کتاب آغاز شد.

کتاب در خشونت محمد علیه جاسوس اسرائیلی به نظرم زیاده روی کرده بود ، آنجایی که با یک کارد پای ماهدخت را نیمه قطع می کند به نظرم اغراق هست و اینکه دختر رو مثله می کنه و توی گونی می بره خیلی حد خشونت بالایی رو نشون داده ، از اونجایی که میتونست مثلا با کلت کمری راننده ماهدخت (که اون هم محافظ و جاسوس اسرائیلی بوده) با یه گلوله بزنه مثلا توی دست ماهدخت و سریع بازدداشتش کنه و زنده ببرتش

همچنین در شیوه بیان مصائبی که توی زندان داشتند و حتی اینکه 2 تا ایرانی کی بودند هیچ ، هیچ اشاره ای نکرده و محمد هم هیچ حساسیتی نسبت به این موضوع نشون نداده .

کتاب در کل امتیازم از 10 بهش 9/6 هست

بخونیدش


خواب عجیب و درخواست تعبیر

چند وقت پیش خواب دیدم بعنوان یه نیروی اطلاعاتی رفته بودم توی یه پاساژ

صدای درگیری هایی بیرون پاساژ می اومد و من هم به سرعت بیرون رو نگاه انداختم ، کلت کمری ام رو آماده کردم و از مردم خواستم بیرون نرن و در بالاترین طبقه و دور از پنجره ها باشن.



سلام به همه دوستان گرامی ، چند وقتی هست که سرم خیلی شلوغه و درگیر نوشتن کتاب تقابل با شیطان هستم...

انّ شاءلله فارغ که شدیم و این بچه ای که زاییدم رو بزرگ کردم و تحویل شما دادم ، باز هم مینویسم....


اشکی که می تواند گناهان را بشوید ، جاری شود و دنیا را با خود نیز ببرد.

اشکی که می تواند گناهان را بشوید ، جاری شود و دنیا را با خود نیز ببرد.

همیشه آقای صمدی به من می گفت اگر پنج شنبه شب هایم که مختص صله رحم گذاشته ام را شبی بی کار بودم ، به هیئت شان به نام "یاوران مهدی" بروم .


"طوفان" ضربه ای سهمگین بر دهان یاوه گویان

وزارت دفاع ؛ اخیرا خودروی نظامی جدیدی تولید کرده است به نام طوفان ، خودرویی که قادره مقابل مواد منفجره مقاومت کنه و ضد مین باشه! خودرویی که اگر لاستیک هاش از بین بره باز میتونه بیشتر از 50 کیلومتر مسیر رو طی کنه!

این خودرو ساخت جوون انقلابی کشوره! ؛ مسئولین سایپا و ایران خودرو چه نون حرومی می خورند که همچین ماشین هایی تولید نمی کنند؟؟

لعنت بر شما.

و این طوفان هم ضربه ای سهمگین بر دهان یاوه گویانی بود که می گفتند ما نمی توانیم یک لولهنگ بسازیم!

تحویل بگیرید ؛ بعد از قاهر 313 و کرار ، طوفان را ببینید !


از این به بعد تصمیم اینه که نوشته هامو یکم فلسفی کنم و فلسفی نویس بشم.

پس با پاسخ به این سوال شروع می کنم ؛ چرا ما وجود داریم؟

خدای الله واحد ما ، تنها مرجع صانع ماست! اوست که ما را ساخته و اوست که به ما از روح خودش دمیده تا مانند بنزینی که می سوزد و هیچ وقت تمام نمی شود ، جسم ما را به حرکت در آورد.

خدا ما را آفرید و به ما آموخت چگونه در زمین زندگی کنیم ؛ چیزهایی که برایمان ضرر داشت را حرام و مفید ها را حلال کرد .

حوا که گول شیطان را خورد و آدم را به خوردن میوه ممنوعه تحریک کرد ، باعث طغیان گری انسان شد ؛ شیطان نفس اماره ایست که در کنار نفس خود انسان گول می زند.

انسان آفریده شد به صورت موجودی مختار و فعال ؛ بر خلاف فرشتگان که مجبور آفریده شده اند ؛ خداوند انسان را آفرید و عقل را در خدمت انسان قرار داد تا وی را بیازماید ؛ مثل هر آزمونی آن کسی که نمره بالاتر بیاورد قبول است و تا هر وقت بخواهد می تواند به قدری خوشی ببیند که هیچ وقت امیالش ارضا نشود.

آدم باید همیشه امیدوار باشد ، علت وجودی ما کسب خشنودی خداوند است ، خشنودی خدا یعنی رسیدن به سعادت ابدی و لذتی که هیچوقت ارضا نمی شود!

شاید خداوند تنها چیزی که در بهشت قرار نداده رضایت به لذت است!

پس باید جوری زندگی کنیم که رضایت خداوند را جلب کنیم و مورد قبول درگاهش شویم.



وحید خراسانی و طرفدارانش !
در صبحگاه مدرسه ما چند وقتی است که صبح ها زیارت عاشورا و بعد سخنرانی کوتاهی است ؛ حاجاقا آمد و سخنرانی کرد و موضوع سخنرانی اش پیرامون ایام محسنیه بود که اگر عزاداری هم هست باید یکشب باشد و بس !
یکی از سردستگان فرقه وحیدیان در میان جمعیت بلند شد و گفت شما دارید به حضرت محسن و حضرت فاطمه توهین می کنید!
بعد از تمام شدن صحبت های حاجاقا ، میکروفون را در اختیار وی گذاشت ؛ اما وی به جای دفاع از خود و عقیده اش و مرجع تقلیدش به حاجاقا توهین کرد و با تندی مقابل حاجاقا ایستاد!
من هم طبق روحیه انقلابی گری ام میان جمعیت با فریاد های " اگر جرئت داری 2 روز برو سیستان و بلوچستان" همه توجه ها را از وی برداشتم و از مسئولین درخواست تریبون کردم ولی هیچ کدام اجازه ندادند ؛ بحث ها در زنگ های تفریح هم طول می کشید و به زنگ آخر رسید .
بحث در زنگ آخر آبرو و بنیان فکری آنان را با توهین آنان به مقام معظم رهبری و امام خمینی فرو ریخت!
من با 8 دلیل منطقی ثابت کردم که ایام محسنیه و ایام فاطمیه نداریم و نخواهیم گرفت ؛ آنان بحث ظهور امام زمان را پیش کشیدند که با تودهنی محکم فکری من بر دهان آنها بسته شد ؛ ولی پرو بودن آنها باعث شد که آن دهن دوخته شده باز به وراجی هایش ادامه دهد.


۱ ۲ ۳ ... ۶ ۷ ۸

موزیک پلیر